11. مرداد 1405 - 9:14   |   کد مطلب: 30615
اربعین؛ تجلی‌گاه «میزبانی کریمانه» در ضیافت عشق
اربعین، تنها یک پیاده‌رویِ طولانی میان نجف و کربلا یا یک سفر زیارتی نیست بلکه اربعین، «مدرسه بزرگ انسانیت» است که در آن، واژه‌هایی همچون ایثار، خدمت و مهربانی به عمل در می‌آیند. در این میان خادمان موکب‌ها، نقشی فراتر از یک خدمت‌رسانی را برای میزبانِ عشاقِ بی‌قرار از خود مایع می‌گذارند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین»، اربعین تکرارِ تاریخ است، جایی که میزبان و زائر، هر دو در مسیری واحد حرکت می‌کنند تا بفهمند که زندگی، چیزی جز فرصتی برایِ مهرورزی نیست. در این روزها، همه ما چه در عراق، چه در مرزها و چه در خانه‌هایمان دعوت شده‌ایم تا سهمی در این میزبانیِ الهی داشته باشیم.

شاید در نگاه اولبه دید من و شما میزبان در حالِ بخشیدن باشد، اما در حقیقت اوست که در این معامله بیشترین سود را می‌برد. او با خدمت به عشاق حسین، ظرفیت‌های وجودی خویش را گسترش می‌دهد و در مکتب اربعین درسِ ایثارِ بی‌پاداش را می‌آموزد.

وقتی زائر با پاهای خسته و روحی تشنه از راه می‌رسد، آن‌چه بیش از آب و غذا عطش او را فرو می‌نشاند، لبخند و احترام میزبان است. در اربعین، میزبان می‌داند که زائر، مهمانِ ویژه حضرت اباعبدالله (ع) است، بنابراین، خدمت به زائر را نه یک وظیفه اداری، بلکه یک افتخارِ بی‌بدیل می‌داند. در این میزبانی، تکبر رنگ می‌بازد و فروتنی جای آن را می‌گیرد.جایی که ثروتمند و فقیر، دست در دست هم، خاکیِ پای زائر را با افتخار تمیز می‌کنند.

میزبانی در ایام اربعین تمرینِ هم‌دلی است و میزبان در این مسیر، شاهدِ داستان‌های غریبی است از پیرمردی که سال‌ها حسرت این سفر را داشته تا کودکی که با پاهای کوچک، گام در این مسیر گذاشته است. میزبان، محرمِ دردهای زائر است. گوش‌سپردن به قصه زائر تسکینِ خستگی‌های اوست. اینجا خدمت معنای متفاوتی دارد: شستنِ پایِ غبارآلودِ زائر، بیش از آنکه خدمتی فیزیکی باشد، درسی است برای زدودنِ زنگار از قلب‌های خودمان.

شگفتیِ بزرگ اربعین، حذفِ مرزهای جغرافیایی، نژادی و زبانی است. وقتی در یک موکب، زبانی جز زبانِ محبت جاری نیست و همه حولِ محورِ عشق به حسین (ع) جمع شده‌اند، این یعنی میزبانی توانسته است صلح و همدلی را در ابعادی جهانی ترویج کند. هر لیوان آبی که در این مسیر به زائر داده می‌شود، قطره‌ای در دریای وحدتِ امت اسلامی است.

شاید برای هر ناظری عجیب باشد که چگونه یک میزبان، روزها و شب‌ها بدونِ استراحت کافی، با گرمای طاقت‌فرسای عراق یا سرمای شب‌های بیابان، همچنان با نشاط کار می‌کند. راز این ماجرا در جریانِ عشق نهفته است. در اربعین، خستگی معنای خودش را از دست می‌دهد. چرا که میزبان، زائر را نه به عنوان یک غریبه، بلکه به عنوان مسافرِ محبوبِ دلش می‌بیند. هر بار که میزبان، استکانی چای به دست زائر می‌دهد، گویی عطشِ درون خودش را آرام می‌کند. این مبادله‌ی معنوی، همان سوختِ بی‌پایانِ خدمت در اربعین است.

در دنیای امروز که اغلب روابط بر پایه مصلحت و منفعت تنظیم شده است، موکب‌های اربعین الگویی از حکمرانی محبت را ارائه می‌دهند. در اینجا هیچ‌کس بابتِ خدماتی که دریافت می‌کند، فاکتوری نمی‌پردازد و هیچ‌کس بابتِ خدماتی که ارائه می‌دهد، منتظرِ پاداشِ مادی نیست. این مدل از تعامل، درس بزرگی برای جوامع بشری است: که می‌توان بدونِ چشم‌داشت، گره از کارِ دیگری باز کرد. میزبانان در این مسیر، معمارانِ تمدنِ مهرورزی هستند؛ آن‌ها به ما می‌آموزند که چگونه می‌توان با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین فتوحات قلبی را رقم زد.

میزبانی در اربعین، محدود به جغرافیای عراق نیست. امروز، تمامِ خانه‌هایی که در مسیرِ ترددِ زائران هستند، تبدیل به موکب‌های خانگی شده‌اند. هر مادری که در خانه برای زائرانِ عبوری نان می‌پزد، هر پدری که مسیر را برای کاروان‌های پیاده تسهیل می‌کند و هر کودکی که با آبِ خنک به استقبالِ مهمانان می‌رود، همگی عضوی از این کاروانِ بزرگ عشق هستند. اربعین، وسعتِ قلبِ میزبان را به اندازه وسعتِ تاریخِ عاشورا گسترش داده است، جایی که خانه‌ی کوچکِ یک روستایی، تبدیل به پناهگاهِ زائرانی از قاره‌های دور می‌شود.

زیباترین صحنه‌های میزبانی آن‌هایی هستند که در سکوت اتفاق می‌افتند. وقتی میزبان بی‌آنکه دیده شود کفش‌های غبارآلودِ زائر را واکس می‌زند، یا وقتی در نیمه‌شب پتو را بر شانه‌های زائرِ خواب‌زده می‌کشد، اوجِ هنرِ میزبانی است. اینجا، میزبان نه به دنبال دیده شدن است و نه در پی تقدیر. او می‌داند که مهمانِ اصلی، صاحبِ کربلاست و او تنها نایبِ ناچیزی است که افتخارِ میزبانی به او هدیه شده است. این خدمتِ بی‌نام و نشان، همان چیزی است که اربعین را تا ابد زنده و پویا نگاه داشته است.

انتهای خبر/ح

برچسب‌ها: 
اربعین
میزبان
کاروانِ
عشق
کربلا