
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آوای فامنین» به نقل از عصر همدان، پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ یکی از نقاط برجسته در تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که در حافظه جمعی ایرانیان با عنوان شکست حمله نظامی آمریکا در صحرای طبس شناخته میشود. این رویداد، علاوه بر اهمیت سیاسی و نظامی، بهتدریج به یک نماد فرهنگی و اعتقادی نیز تبدیل شد و در روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژهای پیدا کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی ایران، روابط ایران و ایالات متحده آمریکا به شدت تیره شد. یکی از مهمترین بحرانهای آن دوره، ماجرای اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی بود که تنش میان دو کشور را به سطح بیسابقهای رساند. در چنین فضایی، دولت آمریکا تصمیم گرفت برای حل این بحران، دست به اقدامی نظامی و پیچیده بزند تا گروگانها را آزاد کند.
در روز ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، مجموعهای از نیروهای نظامی آمریکا با تجهیزات پیشرفته وارد خاک ایران شدند و در منطقهای دورافتاده و کویری در صحرای طبس فرود آمدند. هدف این عملیات، نفوذ به عمق خاک ایران و اجرای یک اقدام سریع برای آزادسازی گروگانها بود. اما شرایط محیطی منطقه، بهویژه ویژگیهای خاص جغرافیایی و آبوهوایی کویر، نقش تعیینکنندهای در سرنوشت این اقدام ایفا کرد.
طوفان شدید شن در منطقه طبس، از همان ابتدا موجب اختلال جدی در عملکرد نیروها و تجهیزات شد. دید محدود، از کار افتادن بخشی از تجهیزات پروازی و بروز مشکلات فنی در وسایل نقلیه، شرایطی را ایجاد کرد که ادامه مأموریت را به شدت دشوار ساخت. در همین شرایط بحرانی، برخوردهای ناخواسته و نقصهای فنی نیز باعث افزایش آشفتگی در صحنه عملیات شد و در نهایت، ادامه مأموریت غیرممکن گردید.
در پی این شرایط، نیروهای مهاجم ناچار به ترک منطقه شدند و این اقدام بدون دستیابی به هدف مورد نظر پایان یافت. آنچه در صحرای طبس رخ داد، نه تنها یک ناکامی نظامی، بلکه به عنوان یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده تلقی شد. این حادثه به سرعت در رسانههای جهانی بازتاب یافت و تحلیلگران نظامی و سیاسی، آن را نمونهای از پیچیدگیهای عملیات در محیطهای ناشناخته و دشوار توصیف کردند.
در ایران، این رویداد به عنوان نشانهای از ناکامی قدرتهای خارجی در مواجهه با شرایط جدید پس از انقلاب تعبیر شد. بسیاری از تحلیلها در فضای داخلی ایران، این حادثه را نتیجه مجموعهای از عوامل طبیعی و غیرقابل پیشبینی دانستند که در نهایت به شکست کامل مأموریت انجامید. صحرای طبس در روایتهای بعدی، به نمادی از دخالت عوامل طبیعی در تحولات سیاسی تبدیل شد.
از منظر تاریخی، حادثه طبس تأثیر قابل توجهی بر روابط ایران و آمریکا گذاشت. این رویداد باعث شد فضای بیاعتمادی میان دو کشور عمیقتر شود و مسیر تعاملات سیاسی در سالهای بعد با پیچیدگی بیشتری همراه گردد. همچنین در داخل آمریکا، این ناکامی به یکی از موضوعات مهم سیاسی تبدیل شد و در فضای انتخاباتی آن کشور نیز بازتاب یافت.
در سطح نمادین، ۵ اردیبهشت در تقویم رسمی ایران به عنوان روزی یادآوری میشود که در آن، یک قدرت نظامی بزرگ در برابر مجموعهای از شرایط غیرمنتظره در صحرای طبس ناکام ماند. این روز در ادبیات سیاسی و رسانهای ایران، گاه به عنوان نمونهای از شکست محاسبات نظامی در برابر واقعیتهای میدانی مطرح میشود.
در نهایت، حادثه صحرای طبس فراتر از یک رویداد نظامی صرف، به بخشی از حافظه تاریخی معاصر تبدیل شده است؛ حافظهای که در آن سیاست، جغرافیا، شرایط طبیعی و تصمیمگیری انسانی در هم تنیدهاند. این رویداد همچنان در تحلیلهای تاریخی و سیاسی مورد توجه قرار میگیرد و به عنوان یکی از نقاط عطف روابط ایران و آمریکا در دهه ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ شناخته میشود.
در ماههای اخیر و همزمان با تنشهایی که از آنها از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود، دوباره این گزاره مطرح شده که تقابل مستقیم نظامی میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، به سطحی جدی نزدیک شده است.
نیروهای مسلح ایرانی موفق شدند حدود ۱۷۰ فروند پهپاد دشمن را سرنگون کنند. علاوه بر پهپادها، چندین فروند از پیشرفتهترین جنگندهها از جمله F-35 و F-15 نیز توسط سامانههای پدافند هوایی هدف قرار گرفته و منهدم شدهاند.
حمله اخیر آمریکا به اصفهان، بازتابدهنده شکست مفتضحانهای است که شباهتهای فراوانی با فاجعه طبس در سال ۱۳۵۹ دارد. در آن حادثه تاریخی، آمریکا برای نجات گروگانهای خود در تهران دست به عملیاتی زد که به دلیل مشکلات فنی و طوفان شن با شکست کامل و کشته شدن نظامیانش مواجه شد. در ماجرای اصفهان نیز که به «طبس ۲» مشهور شده، این نیروها در دام هوشیاری و آتش نیروهای مسلح ایران گرفتار آمدند و تجهیزات پیشرفتهشان، از جمله دو بالگرد بلک هاوک و هواپیمای ترابری C130، منهدم و نابود شد. در هر دو رخداد، اراده و توان دفاعی ایران در مقابل فناوری پیشرفته آمریکایی به میدان آمد و ابهت پوشالی این ابرقدرت را در هم شکست.
آنچه روشن است، این است که ایران در سالهای اخیر بر تقویت توان پدافندی و بازدارندگی خود تمرکز داشته و تلاش کرده با افزایش آمادگی نظامی، هزینه هرگونه اقدام خصمانه را بالا ببرد.
در این چارچوب، پیوند میان حادثه طبس و تحولات امروز را میتوان در مفهوم «بازدارندگی» جستجو کرد؛ جایی که تجربههای گذشته، بهویژه شکست عملیات نظامی آمریکا در طبس، بهعنوان بخشی از حافظه راهبردی ایران عمل میکند. این تجربهها در کنار تحولات جدید، نشان میدهد که معادلات نظامی در منطقه پیچیدهتر از آن است که بتوان با قطعیت از پیروزی یا شکست در یک تقابل مستقیم سخن گفت، اما بدون تردید، نقش اراده و آمادگی دفاعی در این میان تعیینکننده باقی مانده است.
راضیه حاجیلویی فعال رسانه