آخرین اخبار

10. مهر 1396 - 11:16   |   کد مطلب: 24905
عاشورای امسال هم‌ گذشت. با همه جلوه های رنگارنگ و زشت و زیبا و بد وخوب و‌ضعیف و قوی اش. صدا سیما هم کمافی السابق مشغول پوشش خبری ضعیف و تکراری عزاداری استانهای مختلف، طوری که اگر تصویر سالهای گذشته را نشان می داد کسی متوجه جریان نمی شد

 به نقل از بهارانه، عاشورای امسال هم‌ گذشت، با همه جلوه های رنگارنگ و زشت و زیبا و بد وخوب و‌ضعیف و قوی اش،آنچه از عاشورا برما ماند  فضل و ثواب و حسنات و آنچه از ما بر عاشورا ماند دقیقا نقطه مقابل، عزاداری امسال هم عینا مشابه سالهای گذشته به همان متد و همان سنت فاقد فرم و محتوای تازه و‌نوآورانه، صدا سیما هم کمافی السابق مشغول پوشش خبری ضعیف و تکراری عزاداری استانهای مختلف، طوری که اگر تصویر سالهای گذشته را نشان می داد کسی متوجه جریان نمی شد، فعلا با نحوه عزاداری نقاط دیگر کاری ندارم ودراین نوشتار سعی دارم نقاط ضعف جریان عزاداری بهار را که سال به سال به تعداد و حجم آن افزوده می شود مطرح کنم، بااینکه عموما بسیاری از این  نکته هارا می دانند، ولی عجیب است که کوششی برای تغییر و رفع آن صورت نمی پذیرد بهمین دلیل بسیاری از اتفاقات و بدعت ها گسترش می یابد.

تیپ خاص جوانان با چهره های عبوس امسال مورد توجه بود

نکته ی اصلی و مهم که گمان نمی کنم از دید کسی پنهان مانده باشد نوع آرایش و‌چهره های جوانان بود، با تیپ خاص و دارای محاسن وریش بلند  واگر به کسی یا جایی برنخورد باچهره هایی عبوس و عصبانی و درهم رفته، رفتارشناسی این گروه مستلزم وقت دیگر و آزادتری ست. بااین حال این نوع آرایش و تیپ با توجه به پیش زمینه های اجتماعی که دربهار و فضای فرهنگی آن وجود دارد از جمله غلبه کامل مردسالاری طرفداران زیادی داشته و روزبروز دامنه ی آن گسترده می شود، این فاصله گرفتن از بشاشت و خوشرویی و  تنداخلاقی به تنه ی فرهنگ ما آسیب جدی وارد کرده است، و با روح عزاداری حضرت سیدالشهداء نیز منافات دارد.

 دوم صفوف عزاداران در حال حرکت که روحانی جوان درابتدای صف ایستاده است، اگرچه برای عزادار واقعی ابتدا و انتهای صف تفاوتی ندارد، این نکته را ازین منظر جزو نقاط ضعف مطرح می کنم که زمانی ابتدای دسته ها  احتراما دراختیاربزرگان و پیرغلامان و معتمدین بود و اکنون هر جوانی به راحتی و بدون رعایت حرمت و احترام بزرگان دراول صف می ایستد، ازمنظر عموم مردم حضور روحانی جوان درابتدای صف زننده است وبیشتر یک رفتار سیاسی ست تا مربوط به عزاداری، بعبارتی می شود گفت که روحانی جوان خود باید تواضع و فروتنی به خرج دهد و درمیانه صف قرارگیرد ولی تابحال چنین اتفاقی نیفتاده و رقابت های بی پایه برای تصاحب ابتدای صف بیشتر شده و به دعواهای بسیاری نیز منتهی شده، همین یک‌نکته کوچک اگر مورد توجه قرار گیرد از دهها منبر وعظ و‌خطابه و امرونهی‌ بهتر و تاثیرگذار تر است، گیرم که برداشت من اشتباه است‌و خود مردم ازیشان درخواست داشته باشند که  اول صف بایستند.
 

طبل ها و سنج ها جبران کننده کاستی در مداحی هاست

نکته بعدی امر مداحی ست، که هر دسته ای طبیعتا یکی دو نفر دارد که درطی مسیر از مداحی ایشان استفاده کند، اما با کمال تاسف و احترام به عزیزان نود و پنج درصد این دوستان کوچکترین تسلطی به قواعد مداحی ودستگاههای موسیقی گوشه های آن و دیگر لوازم مداحی ندارند، هرچه هست خواندن های ذوقی و به قصد کسب ثواب است، به همین خاطر است که خلا توانایی ها و‌صوت خوب که لازمه مداحی ست را با سرو صدای طبل و سنج  دیگر ادوات موزیک جبران وپنهان می نمایند، مشکل دوتا می شود یعنی طبل ها هم به این زودی قصد ترک صحنه را ندارند و بعبارتی نمی گذارند که اینها به کنار برود، بااینکه قبل از عاشورا کمپین ها و فراخوانهای گوناگون برای استفاده کمتر از طبل ایجاد شد ولی گویا گوش شنوایی وجود نداشته است، و اشعار انتخابی مداحان هم بهمین ترتیب، تکراری و فاقد نوآوری و براساس روحیه ی مردم شور و‌حماسی و بسیار کوبنده، این زنجیرزدنهای حماسی بازار رایجی دربهار دارد و سال به سال به آن افزوده شده و دسته های مختلف شهر به این نوع عزاداری گرایش نشان می دهند، و عزاداران هم با چنان شور و حرارتی به زنجیرزنی می پردازند که گویی انتقام شادی نداشته را از عزا می گیرد، این نحوه زنجیر زدن درمحلات مختلف تبدیل به نوعی رقابت شده و به همین دلیل هیچ دسته ای به عزاداری ارام و با طمانینه علاقه ای ندارد، و نکته دیگر مداحان نوجوان است که در نوع خود مهم است، یعنی تمام مشکلات فوق سرجای خود باقی ست منتها همان ذوق و اشتیاق پنهان مردم خلاهارا پر می کند مداح های کم سن و سال قطعا نمی توانند حق مطلب مداحی را ادا کنند و این نقیصه دربهار چشمگیراست،  مداحی نوجوان بخاطر کوچک بودن تاثیر گذار است و عامه مردم دوست دارند ولی آسیب هایی هم داشته است، وقتی اینهمه اشتیاق برای مداحی وجود دارد چرا این نیروها به راه درست سوق داده نشوند و کلاسهای آموزش برگزار نگردد؟؟؟

تمثال امام حسین و یارانش در دسته های عزاداری گاهی باعث وهن است

نکته مهم دیگر که آسیب عزای اباعبدالله الحسین (ع) است عروسک های مشابه سازی شده است که بطرز واقعا زشت و نازیبایی ساخته شده و عروسکی دیگر دردست دارد مثلاتمثال حضرت امام حسین و فرزندشان علی اصغر ع،  و دیگر تمثالها، این عروسکها مایه ی وهن عزاداری سیدالشهداست، و از ارج و قرب آن می کاهد،  و به همین ترتیب کوچک سازی خیلی از چیزهایی که جنبه ی نمادین دارند، مثلا کتل(گلگل)های کوچک طبل های کوچک، یا سواران نوجوان، سقای نوجوان با مشک کوچک و البته عدم شناخت جریان و... ویژه ی نوجوانان، که وجه کاریکاتوری یافته اند، کودکان و نوجوانان دقیقا مشابه بزرگسالان  و به تقلید اعمال بزرگسالان می پردازند، این رفتار نه تنها مایه عزت و احترام نشده بلکه آن بخش از نمادهایی هم که جنبه تقدس  و احترام یافته اند را نیز دچار تزلزل نموده است، مبنای خود گلگل ها و طبل ها اشکال دارد، واین اشکال هنوز حل نشده یعنی نتوانستند طبل و کتل را جمع کنند هیچ درد اینجاست که اینها بصورت کوچک تر هم  مورد استفاده نوجوانان قرارگیرد، آیا وهن و‌تمسخر عزاداری نیست؟ وجه اقتصادی آن یعنی تخلیه جیب مسلمان بینوا توسط کمپانی ها وشرکت های سازنده این وسایل نیز بماند، (دوران فرزند سالاری ست و هرچیز بخواهد فراهم است و مدام هزینه های بسیار برای رضایت فرزند خردسال) در کل کوچک ساختن هرچیزی برای بچه ها یعنی اسباب بازی ساختن،  حداقل درمورد جریان عاشورا و عزاداری حساسیت لازم است، کلاه های ویژه عزاداری هم به همین ترتیب، گویا طرفداران زیادی دارد، این نوع کلاه ها زمانی متعلق به پیرغلامان بود وگویی حرمت آنها هم شکسته است و اکثرا کلاه عزا برسر دارند، فقط امیدوارم این یک مورد ساخت چین نبوده باشد.

کجاوه هایی که معلوم نیست با چه کاربردی ایجاد شده است

یکی دیگر از زشتی های عزاداری بهاریان کجاوه های بد ریخت و بدنماییست که هر دسته ای اقدام به ساختن آنها نموده است، وجود این کجاوه ها برای نگهداری وسایل صوتی و اداوات عزاداری و طبل و لباس های عزاداران و تهیه انرژی و برق مورد نیاز میکروفون ها و بلندگوهاست، منتها هیچ لزومی ندارد بصورت چند گنبد و بارگاه ساخته شود، این وسایل اینقدر مورد آرایش و پارچه بستن ها و نصب عکس و...قرارگرفته که محتوا تحت الشعاع ظواهر قضیه قرار می گیرد، عزاداران محترم و هیت امنا و سربگیران عزیز باید بدانند که هیچ لزومی ندارد تا کجاوه ها حتما به شکل و شمایل خاصی باشند.

 لاشه قربانی ها ساعتها زیرپای عزاداران می ماند

کشتن قربانی ها هم به روش سنتی انجام می گیرد، لاشه قربانی ها ساعتها زیرپای عزاداران می ماند تا فضیلت محله مورد نظر در امر اطعام و اکرام و سخاوت نمایان ترشود، و مسولین و خطبای شهر دراین زمین غفلت نابخشودنی داشته اند، و تابه الان نتوانسته اند دراین زمینه فرهنگ سازی کنند و به مردم تفهیم کنند که نیت مهم تراز عمل است، حالا این قربانی لزوما نباید پیش پای عزاداران باشد، تصاویر زشت و ناهنجار و خونهای نجس ماسیده برزمین و انتقال بیماریها و آلودگی لباسهای عزاداران و محله و کوی و برزن هم بماند، بهترین الگوی این امر زنجان است که گمان نمی کنم کسی نشنیده باشد، بزرگترین قربانگاه جهان اسلام بعد از مکه است، با برنامه ریزی خاص و منظم،  وقتی درشهر کوچکی مثل بهار به تقلید از شهرهایی چون اردبیل و زنجان فراخوان دسته های بزرگ دردور میدان شهر می دهند و اکثر مردم هم شرکت نمی کنند، چرا دراین مواقع مثل زنجان و اردبیل عمل نمی کنند؟ واضح است این مهم  نیاز به برنامه ریزی و زحمت فراوان دارد و برنامه ریزی و زحمت فعلا گویا دربهار تعطیل است.

نویسنده: جواد نوری

انتهای پیام/

دیدگاه شما

وضع هوای فامنین
عکس ماهواره ای شهرستان فامنین
قیمت روز طلا، سکه و ارز در بازار
پایگاه اطلاع رسانی تامین اجتماعی
فرمانداری فامنین
شهرداری فامنین