آخرین اخبار

پربیننده ها

1. آبان 1395 - 7:56   |   کد مطلب: 21710
استاد حوزوی و یکی از رزمی کاران بنام کشور نوشت: با توجه به موقعیت جغرافیایی شهرستان، با همدلی و هم افزایی بین مردم فهیم، مسئولان و دلسوزان، می توانیم تمام یا بخش عمده ای از ضعف ها را جبران کنیم.
عدم مدیریت در بخش جذب سرمایه و سرمایه گذار یکی از موانع اشتغال جوانان است

به گزارش آوای فامنین، روح الله رستمی در یادداشتی به عنوان اقتصاد شهرستان، نوشت 

بسم الله القادر المتعال

اقتصاد در گذر سی و پنج ساله شهرستان فامنین، ماماهان

سوار بر مرکب خاطره ها به سال 1360 بر می گردیم یعنی به سی و پنج سال پیش، دو روستای خوش آب و هوا و سرسبز و سرمست از سبزه زارهای خرم دشت، و رود های فصلی و درختان سر به فلک کشیده و رنگارنگ گلها و بوته زاران و دیمزاران در نظرمان تداعی می شود، چوپانان و گله های دام بی دغدغه در دشت و صحرا مشغول عیش و نوش، کوچه ها عطرآگین از بوی نان تازه تنورهای گلی و خیابان ها پر از مردمان خونگرم و دلگرم، پیران تسبیح به دست نشسته در مقابل آفتاب ملایم به استراحت و جوانان در حال نقل و انتقال ارزاق از کوی و برزن ، کودکان بر چوب ها سوار غرق در شادی و چون باد در حرکت ، داد و ستد پر رونق و بازار پر سر و صدا، آری خواننده جوان امروزی گویا برایت صفحه ای خیال انگیز و نقاشی رویایی ترسیم می کنم. اما نه من این دوران را ولو کم اما زندگی کرده ام .
مثل هر خواب خوشی که با بیداری تومارش در هم پیچیده می شود تومار عیش و عشرت و دلگرمی مردمان باصفای این دیار در هم پیچیده و بر چیده می شود .

لوله ای آسمان در پرده ی آبی آسمان را می درد و چون تیری بر چشم آبی آسمان جاخوش می کند و همچون چشمان بهت زده مردم رنگ رخ آسمان را سپیدش می کند.

زمین هم حال بهتر از آسمانش نیست چرا که بر تن سبز زمین، لوله های درد آوری فرو می روند و شیره و خون زمین را می مکند ،

مردم هنوز در چرایی و چگونگی این اتفاق ها حیرانند.

با رنگ آسمان خلق و خوی بخشندگی مردمان بالا نشین رودخانه ها هم تغییر می کند و در مقابل جریان زندگی سد می‌بندند .

چوپان گله ما بی خبر از آب کم ماهی ها ، و ناله های برو بزغاله و مرغابی هاست.

کم کم صدای قلب زمین تند می شود، انگار گرد مرده که پاشیده می شود.

اما هنوز مردم ما غافل اند و باز، آن لوله ها که خون زمین کشیده اند.

گرمی آفتاب روبه سردی می رود، و رنگ از رخ سبز دشت به تاراج می رود و انگار بوی خزان بر کوچه ها می پیچد و صدای بازی کودکان را به سکوت و انزوا می دوزد .

باید چاره ای کرد و بر زخم های زرد زمین مرهمی گذاشت، اینجاست که کابوس بد از خواب رؤیاهای شیرینمان بیدار می کند و کاسه چه کنم به دستمان می دهد.

نگاهی به اطراف می کنیم و با خود مقایسه ای چقدر زمانه عوض شده است! انگار خارج از این دیار دیگران روبه روشنایی افق رفته اند و  چون ما دست خوش این حوادث نشدند.

می بینیم همه سر به زندگی معمول دارند البته سبک زندگیشان کمی از قبل متفاوت شده است، آنها کارگاه ها و کارخانه ها و صنایع و اشتغالات تازه ای به راه انداخته اند و رنگ و لعابی به زندگی داده اند با وجودی که پیران ما را پای رفتن نیست، جوانان به دور دست ها خیره مانده اند و پای ماندنشان نیست و کودکان در تحیر فهم و درک این دوگانگی ، مادران در تشویش آینده جوانان هستند و از سویی دیگر دل نگران سختی هجران جگر گوشه هایشان است.
همه دریایی از حرف در چشم دارند که بی امان موج می زند و هیچ یک را توان گفتنش نیست، تا آنکه ندایی درونی چشم ها را به هم می دوزد.

یک لحظه چشم ها که به هم خیره می شود. تصمیم ماندن از هیجان چیره می شود.

اینجاست که آیه "ان مع العسر یسری" در قلب ها جلوه می کند و آنگونه که از پی هر زمستان سردی شکوفه های امید سر بر می آورند، شوری در دل پیرو جوان برای از سر نوشتن سر نوشت آغاز می شود.

شعار من تو ما می مانیم و می سازیم و آهنگ زندگی را از نو می نوازیم طنین انداز می شود.

برای تطبیق با محیط و تلاشی بدون وقفه باهم، کنار هم، و برای رفع غم، تمام هم خود را روی هم می گذارند، تا طرحی نو در اندازند از صرفه جویی و قناعت از تلاش و کوشش مستمر از اشتغال و کارجهادی برای هم تا باز گرما و محبت و رونق و نشاط و شادابی را به قلب و خانه و اهل و عیال هدیه دهند.

بگذریم از دل نوشته ها که قلم بی اختیار و از سر غم بی امان نوشت.

در شهری که شاهراه و به تعبیری ترمینال غرب کشور نامیده می شود و موقعیتی بسیار فرصت آفرین و فرصت ساز دارد. فرصتها سوزانده می شود، از سی سال پیش حفر چاه های عمیق در منطقه رونق گرفت و ذخیره آب های چند صد ساله زمین استخراج شد.

نیروگاه برق این هدیه تحمیلی بر علت افزود. خشک سالی سال های پی در پی کشور را در بر گرفت جمعیت منطقه افزایش یافت. شغل عمده مردم که کشاورزی و دامداری بود از رونق افتاد.

مناطق دیگر مشابه ، بلافاصله خود را با شرایط زمان و مکان و اقلیم جدید تطبیق دادند و روی به صنعت و تولید و کسب و کار جدید آوردند اما ما هنوز بر تعصبات عادت های رایج زندگی خود اسرار داشتیم .

از شهر های اطراف ساوه قطب صنعت شد و اراک مهد کارخانه ها و ملایر رقیب قدرتمند همدان و بهار قطب و مرکز کشاورزی صنعتی و کبودرآهنگ میزبان ارتش و نیروی هوایی و کارمندان دولتی و شرکتی و ما به جوانان جویای کار آینده چه پاسخی خواهیم داد و چگونه عقب ماندگی خود را در مسابقه تنازع بقا جوامع توجیه خواهیم کرد .

در همان دوران گذار مسئولین شهر های نو پدید منطقه از صاحبان طرح ها و سرمایه ها حمایت کردند. که با این کار و تقویت بنگاه های اقتصادی و تولیدی در بلند مدت قدرت مانور داشته و منابع مورد نیاز را تامین نمایند که اکنون پس از سال ها نتیجه این سیاست گذاری را به وضوح می بینیم.

 اما با کمال تاسف در شهرستان ما موانعی و مشکلات بسیار آشکار و پنهانی، دست به دست هم داد که پس از نابودی کشاورزی و دامداری بر اثر خشک سالی که امرار معاش بیش از 80 درصد جمعیت منطقه از این طریق بود، هنوز نتوانسته باشیم از طریق ایجاد فرصت های شغلی جدید بخشی از کشاورزان بیکار شده را به کار بگیریم و از طرفی هر ساله جمعیت جوانان بیکار هم بر آن افزوده شده است.

در حالی که براحتی و با بخش کوچکی از هزینه های تحمیلی ناشی از بیکاری مثل هزینه های مقابله با اعتیاد و هزینه طرح های حمایتی از خانواده های نیازمند و غیره می توان کارگاه های تولیدی ایجاد کرد و ایجاد اشتغال و تولید ثروت نمود، که نمونه هایی از آن را در شهر های اطراف می بینیم.

مورد بعدی عدم مدیریت و سوء مدیریت در بخش جذب سرمایه و سرمایه گذار غیر بومی هست که نتوانسته ایم شرایطی برای تولید کنندگان و کارخانه داران ایجاد کنیم که با خاطر آسوده به منطقه ورود کرده و سرمایه گذاری کنند که از این گذر، هم موقعیت زمین ها و املاک رشد پیدا کند و هم اشتغال و گردش مالی و پولی ایجاد شود، ولی در کمال ساده اندیشی نه تنها جذب سرمایه دار و سرمایه غیر بومی نکرده ایم بلکه با شرایط و بوروکراسی سخت اداری، باعث خروج سرمایه داران بومی و سرمایه هایشان از منطقه شده ایم که می توان از آن ها به کارخانه ساخت بنکر و کارخانه ساخت لوازم یدکی موتور و غیره اشاره کرد که توسط همشهریان ما در شهرهای دیگر راه اندازی شده است.

با تمام توضیحات فوق و با توجه به موقعیت جغرافیایی شهرستان و مردم فهیم شهرستان و همدلی و هم افزایی مسئولان و دلسوزان  می توانیم، تمام یا بخش عمده ای از ضعف ها را جبران کنیم که به عنوان نمونه یک مورد را مثال می زنم ؛ با توجه به آمار زیاد بیکاران اعم از زن و مرد جویای کار می توان کارگاه های تولیدی کوچکی مانند سری دوزی ، خیاطی و چرم دوزی و صنایع لوکس دکوری ، و شیشه ای و کارخانه های فرآوری محصولات کشاورزی و غیره ، را با بیست الی سی ملیون راه اندازی کرد و با حمایت و بازار یابی مناسب و فرهنگ سازی استفاده از تولید بومی آنرا تقویت نمود و ضمن جلوگیری از کوچ اهالی که به محرومیت بیشتر منطقه دامن می زند، درآمدزایی کرده، و قدرت خرید و بالطبع رونق کسب و کار را نیز بالا برد و از این طریق خانواده ها را تقویت و در نتیجه آمار بزه کاری را کاهش داد، با کمی دقت می بینیم حل یک مشکل همانند مهره های دومینو باعث حل دیگر مشکلات می شود که بخش عمده ای را خود( بیکاری ) به وجود آورده است که به نظر حقیر، ام الفساد و مادر تمام مشکلات است.

چرا که جامعه مانند یک سیستم و پکیج به هم مرتبط و در هم تنیده است که با نقص در بخشی از آن همه قسمت ها متاثر و تضعیف می شود که ؛ "چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار" و همچنین با تقویت بخشی از جامعه و سیستم آن تمام دیگر اجزاء مرتبط تقویت می شود و از این جهت است که خداوند فرمود ؛ «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» هر کس یک نفر را نجات دهد همانند کسی است که تمام انسان ها را نجات داده است، به امید آنکه روزی مردمی بدون دغدغه ی روزی داشته باشیم.

این سلسله نوشتار ادامه دارد...

انتهای پیام/ح

دیدگاه شما

سرمایه گذاری استان همدان
 فرمانداری شهرستان همدان
استاندار ی استان همدان
سازمانهای مردم نهاد
فرمانداری فامنین
شهرداری فامنین
آموزشگاه بازیگری هنروسینما تقدیم میکند.
وضع هوای فامنین
عکس ماهواره ای شهرستان فامنین
قیمت روز طلا، سکه و ارز در بازار